تبليغاتX
Disloyal

Disloyal

تنفر

 

يه حصار  ميکشم

واسه تو

دور تو

واسه اينکه نتونم نزديکت بشم

نگاهم ميکني ...

من بالا و پايين ميپرم

که انگار نگرانتم

انگار واسه اين دوري نگرانم

اونوقت  تو  تصورات  خودت  مي فهمي که چقدر دوست دارم

خيلي

خيلي دوست دارم

اما از رو تنفر

حاليته؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 19:26  توسط  غصه دار  | 

 

وقتی میرفتی نتونستم بگم بمون

هیچوقت نتونستم عشق مو ثابت کنم

هر وقت خواستم چیزی بگم نزاشتی

برای من هیچ وقت.وقت نداشتی

هروقت خواستم سفره یه دلم و واست باز کنم گوش نکردی

حالام که رفتی و خبری از من نمی گیری

هیچ وقت نزاشتی بگم دوست دارم

اما اینو بدون تا اخر عمرم دوست خواهم داشت

هر شب به امید دیدار تو چشمامو رو هم میزارام

میدونم یه روزی برمیگردی

منم منتظرت میمونم

تا اخر عمرم.....

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 19:48  توسط  غصه دار  |