در آن هنگام که مردم مرا در تابوتی سیاهی بنهید تا همه بدانند هر چه سیاهیست از آن من است. دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه ببینند چیزی با خود نبرده ام. پاهایم را زنجیر کنید تا همه بدانند اسیر بوده ام. چشمانم را باز کنید تا همه ببینند چشم انتظار بوده ام. موهایم را پریشان کنید تا همه بدانند دست محبت بر سرم کشیده نشده است.

+ نوشته شده در جمعه نهم تیر 1385ساعت 23:6  توسط غصه دار
|
